غزل شماره ۳۶۲
دیدار شد میّسر و بوس و کنار هماز بخت شکر دارم و از روزگار هم
زاهد برو که طالع اگر طالع من استجامم به دست باشد و زلف نگار هم
ما عیب کس به مستی و رندی نمی کنیملعل بتان خوشست و می خوشگوار هم
ای دل بشارتی دهمت محتسب نماندوز می جهان پُرست و بُت مِی گسار هم
خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیستمجموعهای بخواه و صراحی بیار هم
بر خاکیان عشق فشان جرعه لبشتا خاک لعل گون شود و مشکبار هم
آن شد که چشم بد نگران بودی از کمینخصم از میان برفت و سرشک از کنار هم
چون کاینات جمله به بوی تو زنده اند ای آفتاب سایه ز ما بر ندار هم
چون آب روی لاله و گل فیض حسن تُست ای اَبرِ لُطف بر من خاکی ببار هم
حافظ اسیر زلف تو شد از خدا بترسوز انتصافِ آصفِ جم اقتدار هم
نمایش تفسیر
به زودی به هدف و آرزوی خود خواهی رسید و روزگار سعادت و نیکبختی فرا می رسد. بدخواهی و حسادت دیگران تأثیری در اراده تو نخواهد داشت. اعتماد به نفس خود را بیشتر کن. عشق و محبت را سرلوحه ی کار خود قرار بده.