غزل شماره ۱۰

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ماچیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم؟ چونروی سوی خانه خمّار دارد پیر ما
در خرابات مُغان با پیر هم منزل شویم«کاین چنین رفته ست در عهد ازل تقدیر ما»*
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوشستعاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کردزان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
با دل سنگینت آیا هیچ در گیرد شبیآه آتشناک و سوز ناله‌ی شبگیر ما
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموشرحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
نمایش تفسیر

راهی را که می روید درست است از تدبیر و اندیشه ی خودتان استفاده کنید. به زیارت کعبه مشرف می شوید. به زودی در جمعی حاضر می شوید که تقدیر و اینده ی شما در آنجا رقم زده می شود و به نشانه هایی دست پیدا می کنید که بسیار خوب است. پرهیزگار باشید تا از تیر بلا در امان بمانید.